غزل شمارهٔ ۲۹

خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا

لنگر گهواره بود از کودکی تمکین ترا

می چکد آتش چو شمع از چهره شرمین ترا

می شود روشن چراغ کشته بر بالین ترا

نونیاز ناز چون خوبان دیگر نیستی

بود خواب ناز در مهد ازل سنگین ترا

با تو چون گردند خوبان همعنان، کز کودکی

مرکب نی برق جولان بود زیر زین ترا