غزل شمارهٔ ۴۹

چشم حیران ساخت رویش خط مشک اندود را

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

غمزه او می کند بیداد در ایام خط

زهر باشد بیشتر زنبور خاک آلود را

خال او در پرده خط همچنان دل می برد

از اثر، شب نیست مانع اختر مسعود را

با کمند زلف پرچین، حسن مغرور ایاز

زود می آرد فرود از سرکشی محمود را