غزل شمارهٔ ۷۰
شد غرور حسن از خط بیش آن طناز را
بوی این ریحان گران تر کرد خواب ناز را
انتظار صید دارد زاهدان را گوشه گیر
نیست از سیری، ز دنیا چشم بستن باز را
در هوای رستگاری نیست بال افشانیم
می کنم از بال بیرون قوت پرواز را
آنچنان کز برگ گل گردید رسوا بوی گل
پرده بسیار من بی پرده کرد این راز را