غزل شمارهٔ ۹۵

ساقی محجوب می باید شراب عشق را

آتش هموار می باید کباب عشق را

در حریم ما ندارد شمع بی فانوس راه

شاهد بی پرده می سوزد حجاب عشق را

تیشه ای در کار هستی می کنم چون کوهکن

چند دارم در پس کوه آفتاب عشق را

عالمی را آه دردآلود من دیوانه کرد

هیچ کافر نشنود بوی کباب عشق را!