غزل شمارهٔ ۱۳۴

سنگ طفلان از جنون رطل گرانی شد مرا

درد و داغ عشق باغ و بوستانی شد مرا

از گرفتاری به آزادی رسیدم در قفس

خارخار دیدن گل آشیانی شد مرا

شد ز دنیا چشم بستن، جنت در بسته ام

خط کشیدن بر جهان، خط امانی شد مرا

عشرت ملک سلیمان می کنم در چشم مور

قطره از دقت محیط بیکرانی شد مرا