غزل شمارهٔ ۱۳۹

چون ز دنیا نعمت الوان هوس باشد مرا؟

خون دل چندان نمی یابم که بس باشد مرا

مد آهم، سرکشی با خویشتن آورده ام

نیستم آتش که رعنایی ز خس باشد مرا

از دل صد پاره، گر صد سال در این خاکدان

زنده مانم، پاره ای هر سال بس باشد مرا

تا نیاساید نفس از رفتن و باز آمدن

رفتن و باز آمدن در هر نفس باشد مرا