غزل شمارهٔ ۱۴۰

بلبل خوش نغمه ام، با گل سخن باشد مرا

سرمه خاموشی از زاغ و زغن باشد مرا

از نوای خویش چون بلبل شود روشن دلم

شعله آواز، شمع انجمن باشد مرا

نیست با آیینه روی حرف من چون طوطیان

هر کجا باشم، سخن با خویشتن باشد مرا

صحبت من گرم با خونابه نوشان می شود

چون سهیل این شوخ چشمی در یمن باشد مرا