غزل شمارهٔ ۱۴۱

پرده دار و حاجب و دربان نمی باشد مرا

خانه چون آیینه بی مهمان نمی باشد مرا

درد و صاف عالم امکان ز یک سرچشمه است

شکوه ای از ساقی دوران نمی باشد مرا

کعبه و بتخانه یکسان است پیش چشم من

سنگ کم در پله میزان نمی باشد مرا

در خرابات تجرد می کنم چون عشق شیر

خانه در معموره امکان نمی باشد مرا