غزل شمارهٔ ۱۶۱

نیست بر ابر بهاران، دیده پر نم مرا

آب باریک قناعت می کند خرم مرا

یک سر سوزن تعلق نیست با عالم مرا

رشته از پا برنیارد رشته مریم مرا

از شمار موج آگاهم ز روشن گوهری

چون حباب از کاسه زانوست جام جم مرا

دامن پاک مرا چون خون نگیرد رنگ گل

چشم بر خورشید تابان است چون شبنم مرا