غزل شمارهٔ ۱۷۶

خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا

بالش پر می شود سنگی که شد بالین مرا

آهم از دل تا به لب جولان کند در لاله زار

در گلو از بس گره شد گریه خونین مرا

بس که ترسیده است از خواب پریشان چشم من

می گزد چون مار و عقرب بستر و بالین مرا

از گرانی سنگلاخ آرد برون سیلاب را

کی شود سنگ ملامت لنگر تمکین مرا؟