غزل شمارهٔ ۱۸۲

جلوه برقی است در میخانه هشیاری مرا

از پی تغییر بالین است بیداری مرا

چون فلاخن کز وصال سنگ دست افشان شود

می دهد رطل گران از غم سبکباری مرا

تا نیابم در سخن میدان، نمی آیم به حرف

همچو طوطی لوح تعلیم است همواری مرا

نیست چون ریگ روانم در سفر واماندگی

راحت منزل بود از نرم رفتاری مرا