غزل شمارهٔ ۱۹۰

جامه آزادگی چالاک باشد سرو را

جیب و دامن فارغ از خاشاک باشد سرو را

رخت زنگاری بهار بی خزان دیگرست

دل چو از زنگ کدورت پاک باشد سرو را

بی بری دارالامان مردم آزاده است

کی دل از بی حاصلی غمناک باشد سرو را؟

می توان بر سرکشان غالب شد از آزادگی

آب با آن منزلت در خاک باشد سرو را