غزل شمارهٔ ۱۹۲
ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را
می رساند پیچ و خم آخر به منزل راه را
می شوند از خاکساری زیردستان سربلند
جامه کوتاه، رعنا می کند کوتاه را
ترک غفلت کن که بیداری درین ظلمت سرا
مد عمر جاودان سازد شب کوتاه را
از کدو بوی شراب آید به دشواری برون
از سر بی مغز نتوان برد حب جاه را