غزل شمارهٔ ۲۶۱۶

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

مجنونی من گشته سرمایه صد عاقل

وین تلخی من گشته دریای شکرخایی

زیر شجر طوبی دیدم صنمی خوبی

بس فتنه و آشوبی افکنده ز زیبایی

از من دو جهان شیدا وز من همه سر پیدا

فارغ ز شب و فردا چون باشم فردایی