غزل شمارهٔ ۲۶۲۵

گر علم خرابات تو را همنفسستی

این علم و هنر پیش تو باد و هوسستی

ور طایر غیبی به تو بر سایه فکندی

سیمرغ جهان در نظر تو مگسستی

گر کوکبه شاه حقیقت بنمودی

این کوس سلاطین بر تو چون جرسستی

گر صبح سعادت به تو اقبال نمودی

کی دامن و ریش تو به دست عسسستی