غزل شمارهٔ ۲۶۲۶

ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی

تا رخت گشادی و دکان بازکشیدی

چون جولهه حرص در این خانه ویران

از آب دهان دام مگس گیر تنیدی

از لذت و از مستی این دانه دنیا

پنداشت دل تو که از این دام رهیدی

در سیل کسی خانه کند از گل و از خاک

در دام کسی دانه خورد هیچ شنیدی