غزل شمارهٔ ۲۶۲۹

ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی

ما را و جهان را تو در این خانه نیابی

چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت

چه نادره گر آب شود مردم آبی

از عقل دو صدپر دو سه پر بیش نمانده‌ست

و آن نیز بدان ماند که در زیر نقابی

ای عشق دو عالم ز رخت مست و خرابند

باری تو نگویی ز کی مست و خرابی