غزل شمارهٔ ۳۳۵

به خاموشی محیط معرفت کن جان گویا را

به جان بی نفس چون ماهیان کن سیر دریا را

همایون طایری در هر نظر گردد شکار تو

اگر در راه عبرت افکنی دام تماشا را

ز قرب تنگ چشمان رشته امید را بگسل

که سوزن لنگر پرواز می گردد مسیحا را

علم را کثرت لشکر نگردد پرده وحدت

ز یکتایی نیندازد حباب و موج دریا را