غزل شمارهٔ ۳۳۸

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را

جوانمردست درد عشق، پیدا می کند ما را

ندارد صرفه ای آیینه ما را جلا دادن

شود رسوای عالم هر که رسوا می کند ما را

تماشای بساط زودسیر عالم امکان

نظر پوشیدنی دارد که بینا می کند ما را

اگر روشنگر حیرت به حال ما نپردازد

که دیگر ساده از نقش تمنا می کند ما را؟