غزل شمارهٔ ۳۴۰

نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را

مگر از شعله آواز درگیرد قفس ما را

ز بی دردی به درد ما نپردازند غمخواران

همین آیینه می گیرد خبر، گاه از نفس ما را

نچیدم از گرفتاری گلی هر چند از خواری

ز زخم خار و خس دست حمایت شد قفس ما را

اگر چه پنجه ما را، ز نرمی موم می تابد

زبان آهنین در ناله باشد چون جرس ما را