غزل شمارهٔ ۲۶۴۱

گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

از جنبش او جنبش این پرده نبینی

از تابش آن مه که در افلاک نهان است

صد ماه بدیدی تو در اجزای زمینی

ای برگ پریشان شده در باد مخالف

گر باد نبینی تو نبینی که چنینی

گر باد ز اندیشه نجنبد تو نجنبی

و آن باد اگر هیچ نشیند تو نشینی