غزل شمارهٔ ۴۷۵

محمل شوق کجا، کعبه امید کجا

شبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجا

ظرف نظاره خورشید ندارد شبنم

رتبه حسن کجا، حوصله دید کجا

دست کوتاه من و گردن او هیهات است

بال خفاش کجا، تارک خورشید کجا

سایه ای داشت که سرمایه آتش بود

حاصل عمر تهیدست من و بید کجا