غزل شمارهٔ ۴۹۰

خون ما گر سبب چهره آل است ترا

در قدح ریز که چون شیر حلال است ترا

بر مدار از سر ما سایه که چون مهر بلند

سایه چون کم شود، آغاز زوال است ترا

خاک در دیده آیینه خودبینی زن

تا بدانی که چه مقدار جمال است ترا

جوهر از صافی آیینه حجاب تو شده است

ای که از حسن، نظر بر خط و خال است ترا