غزل شمارهٔ ۴۹۶

باغبان در نگشوده است گلستان ترا

بو نکرده است صبا سیب زنخدان ترا

از تو محجوب تری یاد ندارد ایام

بوی گل باز ندیده است گریبان ترا

پرده دیده بادام مشبک شده است

دیده در خواب مگر سوزن مژگان ترا؟

آنقدر همرهی از طالع خود می خواهم

که پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا؟