غزل شمارهٔ ۵۰۳

راه خوابیده رسانید به منزل خود را

نرساندی تو گرانجان به در دل خود را

تا چو گرداب توان ریشه رسانید به آب

همچو کشتی مکن آلوده ساحل خود را

نقد هستی است گرامی تر ازان ای غافل

که کنی خرج به اندیشه باطل خود را

نشود خرج زمین قطره چو گوهر گردید

برسان زود به آرامگه دل خود را