غزل شمارهٔ ۵۴۹

غم مردن نبود جان غم اندوخته را

نیست از برق خطر مزرعه سوخته را

خامسوزان هوس، لایق این داغ نیند

جز به عشاق منما آن رخ افروخته را

دعوی سوختگی پیش من ای لاله مکن

می شناسد دل من بوی دل سوخته را

شعله در سوختن از زمزمه ای خالی نیست

مطرب از خانه بود عاشق دلسوخته را