غزل شمارهٔ ۵۵۶

لب میگون تو خمار کند تقوی را

چشم بیمار تو آرد به زمین عیسی را

سرو بسیار به رعنایی خود می نازد

جلوه ای سر کن و کوتاه کن ای دعوی را

می کند حسن ز خط صورت دیگر پیدا

قلم موی نماید هنر مانی را

شعله شوق ز شمشیر نگرداند روی

لن ترانی نشود بند زبان موسی را