غزل شمارهٔ ۵۶۳
تا چه گل ریشه دوانیده در اندیشه ما؟
که رگ ابر بهارست رگ و ریشه ما
کوه قاف از سپرانداختگان است اینجا
که دگر تیغ شود پیش دم تیشه ما؟
پایکوبان به سردار رود خود حلاج
پنبه بردارد اگر از دهن شیشه ما
پنجه عجز گشاید ز دل سنگ گره
می کشد آب خود از مغز گهر ریشه ما