غزل شمارهٔ ۵۹۲

مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را

به خلوت لحدانداز خواب راحت را

نگاه دار به دست دعای مظلومان

عنان توسن چابک خرام دولت را

چو طوق فاخته جویای سرو قدی باش

به هر شکار میفکن کمند وحدت را

کمند وحشی رم کرده، بستن چشم است

تغافل است علاج آن رمیده الفت را