غزل شمارهٔ ۵۹۴

ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟

که ساخت شعله سویدای دل سپند ترا

مگر ز خاک شهیدان عشق می آیی؟

که دست و پای نگارین بود سمند ترا

سپهر سبزه خوابیده ای است در قدمش

به عمر خضر چه نسبت قد بلند ترا؟

تبسم تو دل از کار می برد چون صبح

چه حاجت است مکرر کنند قند ترا؟