غزل شمارهٔ ۲۶۵۸

اگر درد مرا درمان فرستی

وگر کشت مرا باران فرستی

وگر آن میر خوبان را به حیلت

ز خانه جانب میدان فرستی

وگر ساقی جان عاشقان را

میان حلقه مستان فرستی

همه ذرات عالم زنده گردد

چو جانم را بر جانان فرستی