غزل شمارهٔ ۶۳۹

گل است باده گلرنگ باده خواران را

مدام فصل بهارست میگساران را

ز پای خم چو شدی سر گران، سبک برخیز

گران مگرد به خاطر بزرگواران را

رخ شکفته، هوای گرفته می خواهد

به خوشدلی گذران روز ابر و باران را

ز گریه ابر سیه می شود سفید آخر

بس است اشک ندامت سیاهکاران را