غزل شمارهٔ ۶۵۷

ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما

شکسته دل نشود ز انقلاب شیشه ما

اگر شکنجه کنندش به آب تلخ، کند

ز کیمیای قناعت گلاب شیشه ما

ز خشکسال نمی گردد آب گوهر کم

شود چو آبله پر از سراب شیشه ما

شراب بی جگران را دلیر می سازد

چرا ز سنگ کند اجتناب شیشه ما؟