غزل شمارهٔ ۶۶۵

هزار حیف که گل کرد بینوایی ما

به چشم آبله آمد برهنه پایی ما

ز چرب نرمی ما دشمنان دلیر شدند

خمیر مایه غم گشت مومیایی ما

چراغ دیده روزن ز خانه درگیرد

به آفتاب رسیده است روشنایی ما

ز دامن نظر اهل عشق پاکترست

زمین میکده از فیض پارسایی ما