غزل شمارهٔ ۶۶۸

چنان که از نمک افزون شود جراحتها

یکی هزار ز پرسش شود مصیبت ها

مپوش چشم ز نظاره غبار ملال

که پیش خیز نشاط است گرد کلفت ها

مده ز جهل مرکب به نام تن چو عقیق

که هست لازم تحصیل نام، ظلمت ها

مدار چشم اقامت ز اعتبار جهان

که همچو سایه بال هماست دولت ها