غزل شمارهٔ ۶۸۷

می فارغ از جهان مکرر کند ترا

در هر پیاله عالم دیگر کند ترا

قانع به تلخ و شور جهان شو که این نوال

ایمن ز شور چشمی اختر کند ترا

گر چرخ سفله غوطه به گوهر ترا دهد

تن در مده چو رشته، که لاغر کند ترا

از پیچ و تاب عشق مکش سر چو بیدلان

تا همچو تیغ، صاحب جواهر کند ترا