غزل شمارهٔ ۷۰۱

دیوانه کرد سبزه خطت بهار را

در خاک و خون کشید رخت لاله زار را

هر موی دلفریب تو شیرازه دلی است

متراش زینهار خط مشکبار را

مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل

دست دگر بود کمر بهله دار را

دست حنایی تو ز نیرنگ دلبری

یکدست کرد حسن خزان و بهار را