غزل شمارهٔ ۷۰۷

از کینه پاک کن دل افگار خویش را

صبح امید ساز شب تار خویش را

گردد درین ریاض به آزادگی علم

چون سرو هر که بست به دل بار خویش را

از سخت دل زبان نصیحت کشیده دار

مشکن به سنگ گوهر شهوار خویش را

بی حاصل است تخم فشاندن به شوره زار

مگشا به بیغمان لب گفتار خویش را