غزل شمارهٔ ۷۲۲
سودا به کوه و دشت صلا می دهد مرا
هر لاله ای پیاله جدا می دهد مرا
مستانه جلوه های تو در هر نظاره ای
چون موج، سر به آب بقا می دهد مرا
میخانه ها به آب رسید از خمار من
مینا و جام، داد کجا می دهد مرا؟
سیلاب من ز بیهده گردی است تیره دل
استادگی چو بحر جلا می دهد مرا