غزل شمارهٔ ۷۳۰

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

ویران اگر نمی کنی، آباد کن مرا

ز افتادگی مباد شوم بار خاطرت

تا هست پای رفتنی آزاد کن مرا

خواری کشیدگان به عزیزی رسند زود

زان پیشتر که یاد کنی یاد کن مرا

گر داد من نمی دهی ای پادشاه حسن

یکباره پایمال ز بیداد کن مرا