غزل شمارهٔ ۲۶۶۹

برفتیم ای عقیق لامکانی

ز شهر تو تو باید که بمانی

سفر کردیم چون استارگان ما

ز تو هم سوی تو که آسمانی

یکی صورت رود دیگر بیاید

به مهمانخانه‌ات زیرا که جانی

که مهمانان مثال چار فصلند

تو اصل فصل‌هایی که جهانی