غزل شمارهٔ ۷۳۴

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

هر جلوه ای ز قد قیامت خرام تو

از دل نفس گسسته برون آرد آه را

در دیده نظارگیان میل سرمه کرد

رخسار آتشین تو مد نگاه را

از خط رسد به نشو و نما سبزه امید

باران بود زیادتر، ابر سیاه را