غزل شمارهٔ ۷۴۶
از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
تیر کج است آیه رحمت نشانه را
اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک
کرد از خراش سینه برومند دانه را
از غافلان زبان نصیحت کشیده دار
ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را
دل را مده عنان تصرف به دست نفس
از دزد پاس دار کلید خزانه را