غزل شمارهٔ ۷۵۰

بشنو ز من ترانه غیرت فزای را

گر مردی ای سپند، نگه دار جای را!

سختی پذیر باش گر اهل سعادتی

کز استخوان گزیر نباشد همای را

هر چند سر به دامن محمل گذاشته است

دل می تپد همان ز جدایی درای را

چند ای سیه درون خود آرا درین بساط

پنهان کنی به بال و پر خویش پای را؟