غزل شمارهٔ ۷۵۵

از نان و آب نیست بقا و ثبات ما

باشد ز درد و داغ محبت حیات ما

یارب نصیب سوخته جانان عشق کن

ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما

از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد

در ترک کوشش است طریق نجات ما

در دل هزار عقده ز افلاک داشتیم

حل شد به یک پیاله می مشکلات ما