غزل شمارهٔ ۷۷۱

در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما

چون گردباد ریشه ندارد نهال ما

ذاتی است روشنایی ما همچو آفتاب

نقصی نمی رسد به کمال از زوال ما

در حفظ آبرو ز حبابیم تشنه تر

از آب خضر خشک برآید سفال ما

خون می کند ز دیده روان نیش انتقام

خاری اگر به سهو شود پایمال ما