غزل شمارهٔ ۷۹۵

وقت است جوش باده زند لاله زارها

میگون شود ز لاله لب جویبارها

طوفان لاله از سر دیوار بگذرد

گردد نهفته در گل بی خار، خارها

زرین تر از بساط سلیمان شود زمین

ریزد ز بس شکوفه به هر سو نثارها

گردد گل پیاده ز نشو و نما سوار

وز جوش گل، پیاده نماید سوارها