غزل شمارهٔ ۷۹۷

نتوان به بی مثال رسید از مثال ها

از ره مرو به موج سراب خیال ها

بانگ جرس ز خوبی یوسف چه آگه است؟

در کنه ذات حق نرسد قیل و قال ها

زرین چو برگ های خزان دیده گشته اند

از باد دستی تو، زبان سؤالها

ما چون قلم تمام زبان شکایتیم

در خلوتی که قال شمارند حالها