غزل شمارهٔ ۸۰۰

از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها

در خاک و خون نشسته یارند لاله ها

در دیده بصیرت پروانه طینتان

فانوس شمع چهره یارند لاله ها

باشند همچو شعله جواله بی قرار

بر خار و خس اگر چه سوارند لاله ها

تا سر کشیده اند، به پایان رسیده اند

کم عمرتر ز شعله خارند لاله ها