غزل شمارهٔ ۸۰۳

از خویش برآورد تمنای تو ما را

سر داد به فردوس تماشای تو ما را

خوشتر ز تماشای خیابان بهشت است

هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را

چون سایه که سر در قدم سرو گذارد

محوست سراپا به سراپای تو ما را

ما را نتوان از تو جدا کرد، که دادند

دلبستگی خاص به هر جای تو ما را